بچه داری

دوستان اومده بودن دیدن من و باربانی نی. داشتیم با بارباماما از تجربیات مشترک سخت بعد از زایمان می گفتیم. رنگ از روی باربازو پرید و گفت: تا حالا کسی بچه دار می شد بهش می گفتم قدم نورسیده مبارک، ولی مثل این که بهتره بگم خدا صبرتون بده!

خلاصه چیزی که آدم انتظارش رو نداره، سختیهای طاقت فرسای بچه داریه. چیزی که آدم انتظارش رو داره، شیرینی مادر شدنه و لذت بچه بزرگ کردن. برای همین هم وقتی بچه میاد، آدم تا مدتها شوکه است و نمی دونه با این موجود ناتوان که زبونش رو نمی فهمه و اون هم زبون آدم رو نمی فهمه چیکار باید بکنه. هیچ کس هم نیست که به آدم بگه چیکار باید کرد، حتی کسایی که شش هفت تا بچه بزرگ کرده ان، فرمول مشخصی برای برخورد با مشکلات یک نوزاد ندارن. و بدتر از همه این که تو آمادگی روحی برخورد با این سختیها رو اصلا نداری. وقتی بارداری همه میگن آخی! خیلی سخته! بزودی راحت میشی! ولی واقعیت اینه که تمام سختیهای بارداری و زایمان در برابر سختیهای هفته های اول بعد از زایمان قابل صرفنظرند.

ظاهرا این سختیها هیچ وقت کم نمی شن، فقط شکل عوض می کنن. تو تا آخر عمر اسیر موجودی هستی که هم اون به تو تو وابسته است و هم تو به اون. ولی کم کم صبرت زیاد میشه و سختیها دیگه از پا درت نمیارن و لذتها هم بیشتر میشن. تا حالا نمی دونستم مادر شدن چه پدیده ی عظیمیه. حالا احترامم نسبت به همه ی مادرها زیاد شده و می فهمم که چرا میگن بهشت زیر پای مادران است. به نظرم چند ماه بچه داری کافیه تا گناهای یک نفر پاک بشه!

باربانیا

/ 0 نظر / 12 بازدید