خانه از پایبست ویران است

آدم تا درگیر یک سری مسئولیتهای اداری نشود، نمی فهمد چقدر وضع مملکت خراب است و درک نمی کند که چرا ما کشوری هستیم با این همه مشکلات. حالا من هنوز درگیر مسئولیتهای جدی نشده ام، ولی با درگیری با یک سری مسئولیتهای جزئی چیزهایی دستگیرم شده که مخم دارد سوت می کشد. واقعاٌ نمی فهمم رئیس جمهور بر چه اساسی می گوید می خواهیم جهان را مذیریت کنیم. سیستم مدیریتی ما از کوچکترین واحدهای اجرایی تا بزرگترینشان که وزارتخانه ها باشند، کاملاٌ بدون نظم و برنامه ریزی اداره می شوند.بدترین خاصیت این سیستم این است که اگر هم کسی بخواهد نظمی درش ایجاد کند، یا آنقدر مشکلات مختلف برایش پیش می آید که منصرف می شود و یا اگر پافشاری کند، توسط خود سیستم حذف می شود.

با این وضعیت و با توجه به این که کسانی که بتوانند به بهتر شدن این سیستم کمک کنند، همه به نوعی فراری داده می شوند، به هیچ وجه آینده ی خوبی در انتظار این کشور نیست. کشوری که با این همه ضعف، تمام نخبگانش را هم به خارج فراری می دهد، معلوم نیست چطور می خواهد پیشرفت کند.

حالا بگذارید چند نمونه از مشکلات دانشگاهها و وزارت علوم را ذکر کنم.

1) مشکلات مالی: هیچ وقت معلوم نیست که یک دانشگاه تا پایان سال چقدر پول برای خرج کردن دارد.معمولاٌ شش ماه از سال می گذرد و تازه بودجه ای که برای دانشگاه تصویب شده، به آن ابلاغ می شود. مسخره تر این که از آن بودجه ی اعلام شده هم شاید فقط نصفش را بدهند و بقیه اش را حذف کنند. حالا حساب کنید چطور یک دانشگاه می تواند برای دخل و خرجش برنامه ریزی کند. ولی تقصیر فقط از وزارتخانه نیست. خود دانشگاهها هم هیچ وقت برنامه ریزی برای خرجهایشان ندارند و آن پولی را هم که دارند، با حساب و کتاب خرج نمی کنند. معمولاٌ آخر سال تازه یادشان می افتد که خرج و دخلشان را حساب کنند و آنوقت دو حالت ممکن است پیش بیاید: یا پول اضافه آورده اند که سعی می کنند تا پایان سال به هر روش احمقانه ای که به ذهنشان می آید خرجش کنند، یا خرجشان از دخلشان بیشتر شده که آنوقت تا پایان سال دیگر هیچ خریدی نمی توانند بکنند و همه ی کارها به سال بعد موکول می شود.

2) مشکلات آموزشی: هرسال در دانشگاه مشکلات زیادی با دانشجویان مشروطی و درصدد اخراج پیش می آید. یکی از مشکلات چنین دانشجویانی این است که از  قوانین آموزشی بی اطلاع هستند. مثلاٌ نمی دانند در چه شرایطی اخراج می شوند، معدلشان باید چند باشد تا اخراج نشوند، تا  چه موقع باید استاد راهنما تعیین کنند، در چه شرایطی می توانند مرخصی بگیرند و غیره. معمولاٌ هم موقعی این چیزها را می فهمند که کار از کار گذشته است. البته علی الاصول موقع ثبت نام یک نسخه از آیین نامه ی آموزشی به دانشجویان داده می شود تا با قوانین آموزشی آشنا شوند. ولی مشکل این آیین نامه ها این است که همیشه یا قدیمی هستند و شامل بخشنامه ها و اصلاحیه ها نیستند، یا ناقصند و در مورد بعضی امور مهم چیزی در آنها گفته نشده.

ما برای رفع این مشکل تصمیم گرفتیم یک نسخه ی کامل از قوانین آموزشی جدید وزارت علوم را تهیه کنیم و به دانشجویان بدهیم. اما نه تنها اداره ی آموزش دانشگاه چنین منبعی در دست نداشت، بلکه در سایت وزارت علوم هم هیچ آیین نامه ای یافت نمی شد. بعد از این که کسی را حضوری به وزارتخانه فرستادیم تا یک نسخه از آیین نامه ها را برای دانشگاه بگیرد، حتی آنجا هم چنین چیزی به صورت آماده وجود نداشت! حالاقرار است بگردند و پیدا کنند و آماده کنند و به ما بدهند!

رئیسمان می گوید: من فکر می کردم دیگر در وزارتخانه باید چنین چیزی به صورت آماده وجود داشته باشد! فکر نمی کردم اینقدر همه چبز رو هوا باشد! می گویم: اگر رو هوا نبود که وضع کشور این نبود!

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
کاساندرا

پارسال که رفتم اداره‌ی نظام وظیفه معلوم شد به دلیل همین خرتوخری آیین‌نامه‌ها، آقایون وزارت علوم یادشون رفته در مورد دکترای پیوسته با نظام‌وظیفه هماهنگ کنن و درنتیجه دوتا چیز باهم تناقض داشت و یه تفسیر داستان این بود که من از سال ۷۸ غایب محسوب می‌شم. بعدا فهمیدم که همه‌ی کسایی که قبل از من بودن هم گیر همین داستان افتادن و یه‌جوری مرامی مشکلشون حل شده. مشکل من هم مرامی حل شد ولی اون تناقض هنوز هست و هنوز هم هر کس بره اونجا دچار همین دردسر خواهد شد.